در ميانه روزهاي فتنه سال 88 و وقتي نگارندگان نامه بدون سلام و بي ادبانه به رهبر معظم انقلاب در حال لذت بردن از دست پخت خود در كف خيابان هاي پايتخت بودند، نام فرزندان رهبر انقلاب نقل محافل و سايت هاي ضد انقلاب شد و از دستور به برخورد با اغتشاشگران تا حساب هاي ده ها ميليون دلاري در سوييس و ... به آنان منسوب مي شد.
اين حرف ها براي كساني كه در تمام اين سال ها با رهبر انقلاب و مشي و شيوه زندگي او و فرزندانش خبر داشتند، خنده دار و ابلهانه به نظر مي رسيد. اما چرا ناگهان فرزندان رهبر انقلاب هدف سيبل فتنه گران قرار گرفته بودند.
در آن زمان برخي با بدگماني، انگشت اتهام را به سوي آقازاده هايي گرفته بودند و فعالانه سعي در هدايت فتنه داشتند و نام بردن از آنها و اعمال پر حرف و حديث شان در يك مناظره تلويزيوني، پدر را به نگارش نامه اي بدون سلام به رهبر انقلاب واداشته بود. تئوري اين عده اي اين بود كه اين افراد اگر چه بيش از هر كس ديگري از جزئيات زندگي و سلامت رفتاري حضرت آيت الله خامنه اي و خانواده اش اطلاع دارند، اما اينان با بغضي بي توجيه، اين شيوه را در پيش گرفتند كه نمي شود نام فرزندان «يك استوانه» انقلاب دائم به بدي برده شود اما فرزندان رهبر انقلاب هميشه نماد پاكي و سلامت نفس باشند. پس بايد اين سلامت را با هزينه ده ها ميليوني و ياري سايت هاي اينترنتي و هواداران فتنه گر زير سوال برد.
البته برخي نيز اين اتهامات را نادرست و اين هجمه سنگين را بي ارتباط و اتفاقي با خاندان مذكور مي دانستند.
اما اتفاقات چند هفته اخير، اتفاقي بودن اين هجمه ها را بار ديگر زير سوال برده است.
در حالي كه در هفته هاي گذشته هيچ خبر و تبليغات خاصي بر روي فرزندان رهبر انقلاب از سوي سايت هاي بيگانه و ضد انقلاب ديده نمي شد، با محكوميت فائزه هاشمي در دادگاه بدوي، قرائت گزارش كميته تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي و اشاره به نقش مهدي هاشمي رفسنجاني در فتنه 88 و در آخر نيز تغيير رييس دانشگاه آزاد بر خلاف ميل جناب هاشمي رفسنجاني در جلسه هيئت امنا، به ناگاه موج جديدي از شايعات براي تخريب فرزندان رهبر معظم انقلاب در سايت هاي ضد انقلاب به راه افتاد.
شايعاتي مالي كه پيش از اين تنها در مورد آقازاده هاي مذكور در دهان مردم مي گشت، حالا به ضرب رسانه هاي ضد انقلاب به سوي فرزندان رهبر معظم انقلاب اسلامي چرخيده است.
آيا اين هم زماني اتفاقي است؟چرا هر بار وقتي پيكان انتقادات رسانه ها و مردم در داخل كشور به سمت خاصي حركت مي كند، اين شايعات و حملات آغاز مي شود؟
كنار هم قرار دادن اين پازل و دقت در نحوه چينش اخبار و سازماندهي هجمه هاي اخير بر ضد فرزندان رهبر انقلاب، تصويري را به نمايش مي گذارد كه براي بسياري چندان عجيب و غير قابل پيش بيني نيست.
اكنون سوال اساسي اين جاست كه اين شيوه تبليغاتي كثيف مي تواند در ميان افكار عمومي نيز جايگاهي پيدا كند و يا تنها لكه سياه و علامت سوال ديگري بر دامن عملكرد آقازاده هاي فتنه گر ايجاد مي كند؟



