تبليغاتX
شاهد

در ميانه روزهاي فتنه سال 88 و وقتي نگارندگان نامه بدون سلام و بي ادبانه به رهبر معظم انقلاب در حال لذت بردن از دست پخت خود در كف خيابان هاي پايتخت بودند، نام فرزندان رهبر انقلاب نقل محافل و سايت هاي ضد انقلاب شد و از دستور به برخورد با اغتشاشگران تا حساب هاي ده ها ميليون دلاري در سوييس و ... به آنان منسوب مي شد.

اين حرف ها براي كساني كه در تمام اين سال ها با رهبر انقلاب و مشي و شيوه زندگي او و فرزندانش خبر داشتند، خنده دار و ابلهانه به نظر مي رسيد. اما چرا ناگهان فرزندان رهبر انقلاب هدف سيبل فتنه گران قرار گرفته بودند.

در آن زمان برخي با بدگماني،‌ انگشت اتهام را به سوي آقازاده هايي گرفته بودند و فعالانه سعي در هدايت فتنه داشتند و نام بردن از آنها و اعمال پر حرف و حديث شان در يك مناظره تلويزيوني، پدر را به نگارش نامه اي بدون سلام به رهبر انقلاب واداشته بود. تئوري اين عده اي اين بود كه اين افراد اگر چه بيش از هر كس ديگري از جزئيات زندگي و سلامت رفتاري حضرت آيت الله خامنه اي و خانواده اش اطلاع دارند، اما اينان با بغضي بي توجيه، اين شيوه را در پيش گرفتند كه نمي شود نام فرزندان «يك استوانه» انقلاب دائم به بدي برده شود اما فرزندان رهبر انقلاب هميشه نماد پاكي و سلامت نفس باشند. پس بايد اين سلامت را با هزينه ده ها ميليوني و ياري سايت هاي اينترنتي و هواداران فتنه گر زير سوال برد.

البته برخي نيز اين اتهامات را نادرست و اين هجمه سنگين را بي ارتباط و اتفاقي با خاندان مذكور مي دانستند.

اما اتفاقات چند هفته اخير، اتفاقي بودن اين هجمه ها را بار ديگر زير سوال برده است.

در حالي كه در هفته هاي گذشته هيچ خبر و تبليغات خاصي بر روي فرزندان رهبر انقلاب از سوي سايت هاي بيگانه و ضد انقلاب ديده نمي شد، با محكوميت فائزه هاشمي در دادگاه بدوي، قرائت گزارش كميته تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي و اشاره به نقش مهدي هاشمي رفسنجاني در فتنه 88 و در آخر نيز تغيير رييس دانشگاه آزاد بر خلاف ميل جناب هاشمي رفسنجاني در جلسه هيئت امنا، به ناگاه موج جديدي از شايعات براي تخريب فرزندان رهبر معظم انقلاب در سايت هاي ضد انقلاب به راه افتاد.

شايعاتي مالي كه پيش از اين تنها در مورد آقازاده هاي مذكور در دهان مردم مي گشت، حالا به ضرب رسانه هاي ضد انقلاب به سوي فرزندان رهبر معظم انقلاب اسلامي چرخيده است.

آيا اين هم زماني اتفاقي است؟چرا هر بار وقتي پيكان انتقادات رسانه ها و مردم در داخل كشور به سمت خاصي حركت مي كند، اين شايعات و حملات آغاز مي شود؟

كنار هم قرار دادن اين پازل و دقت در نحوه چينش اخبار و سازماندهي هجمه هاي اخير بر ضد فرزندان رهبر انقلاب، تصويري را به نمايش مي گذارد كه براي بسياري چندان عجيب و غير قابل پيش بيني نيست.

اكنون سوال اساسي اين جاست كه اين شيوه تبليغاتي كثيف مي تواند در ميان افكار عمومي نيز جايگاهي پيدا كند و يا تنها لكه سياه و علامت سوال ديگري بر دامن عملكرد آقازاده هاي فتنه گر ايجاد مي كند؟


+ نوشته شده توسط شاهد در دوشنبه 1390/10/26 و ساعت 20:21 |
من وقتی از دیدن این فیلم تعجب کردم که چند روز پیش و بعد از خبر بازداشت عوامل آن – با یک تاخیر نسبتا طولانی – متوجه شدم که بازیگر زن نقش اول این فیلم، همسر ناصر تقوایی یکی از کارگردانان سینمای ایران است. فیلمی که بازیگر نقش اول زن آن بارها نه تنها ارزشهای دینی، بلکه بسیاری از ارزشها و عرف جامعه ایران را نیز نادیده گرفته تا جایی که در صحنه ای از فیلم حضور عریان وی با مرد نقش اول فیلم در تخت خواب به تلویح به تصویر کشیده می شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شاهد در جمعه 1390/04/31 و ساعت 18:48 |

حوادث هفته هاي اخير در كشورهاي عربي - اسلامي شمال افريقا، بار ديگر نگاه ها را متوجه انقلاب اسلامي ايران كرده است. عده بسياري از سياستمداران غربي و صهيونيستي از اينكه حكومت هاي ديكتاتوري نزديك به غرب جاي خود را به جمهوري هاي اسلامي نزديك به ايران بدهند، ابراز نگراني كرده اند.

اكنون ديگر مشخص است كه ايران قلب تپنده جهان اسلام و قدرتي فرا منطقه اي و تاثير گذار است كه قدرت خود را از مسير بمب هاي اتمي و سلاح هاي پيشرفته به دست نياورده است بلكه با ايدئولوژي ديني، جنگي نرم را در برابر ليبرال دموكراسي غرب به پيش مي برد.

در همين راستا ديدن اعتراف به نفوذ معنوي ايران بر مسلمانان دنيا در يك فيلم هاليوودي جالب به نظر مي رسد. فيلم  «سالت» به كارگرداني فيليپ نويس داستان يك مأمور سازمان جاسوسي روسيه به نام اولين سالت است كه به استخدام سيستم امنيتي آمريكا در آمده و به نوعي تبديل به يك جاسوس دوجانبه شده است. اين مأمور سيا با دريافت اتهام جاسوسي براي روسيه مجبور مي شود كه از مافوق هايش بگريزد، اما اتهام به او به عنوان جاسوس روسيه چندان هم بي جا نيست. او زماني اين كار را انجام مي داده و حتي داستان اين گونه پيش مي رود كه گويي قصد دارد رئيس جمهور روسيه را ترور كند تا با به هم ريختن روابط بين دو ابر قدرت جنگ جهاني بعدي رخ دهد. در اين بين يكي از افسران پليس آمريكا هم كه بعدها مشخص مي شود جاسوس روسيه بوده است به صورت پنهاني سعي دارد سالت را به عنوان متهم درجه يك معرفي كند تا بتواند در لواي اين مسئله به هدف تروريستي خود يعني ترور رئيس جمهور آمريكا بپردازد. اما سالت پس از فرار از دست ماموران امنيتي آمريكا در پي اثبات بي گناهي خود برمي آيد و براي كشف پشت پرده اين اتهامات به مراكز سري جاسوسي روسيه در آمريكا مي رود و با دوستان روسي جاسوس خود كه قبلا با آنها آموزش ديده ملاقات مي كند و در حالي سعي مي كند آنها را فريب دهد كه هنوز با آنها همكاري دارد. در اين بين آنها به خيانت او پي برده و همسرش را مي كشند. در پايان او سعي مي كند با شركت در ماموريت هاي آنها و با همكاري صوري عمليات تروريستي آنها را عليه آمريكا و جهان بر هم زند. در نهايت جاسوسان روسي با ورود به كاخ رئيس جمهوري آمريكا و ترور تمام افراد آن از جمله رئيس جمهور تلاش مي كنند كه دستور حمله به ايران و مكه را به جاي رئيس جمهور آمريكا صادر كنند، كه در اين هنگام به يكباره سالت ظاهر مي شود و در يك نزاع تن به تن از اين حركت آنها جلوگيري مي كند.

در صحنه نهايي اين فيلم و زماني كه تروريست هاي روسي قصد دارند با شليك موشك هاي اتمي امريكا به سمت اهدافي، مسلمانان جهان را وارد جنگ با امريكا كنند، با كمي دقت مشخص مي شود كه دو نقطه بر روي نقشه آنها به عنوان هدف مشخص شده است. مكه و تهران. جايگاه مكه به دليل قرار گرفتن خانه كعبه در آن براي مسلمانان روشن است اما تهران به چه دليل جزو اين اهداف قرار گرفته است؟

آيا دليلي جز اين دارد كه هاليوود نيز پذيرفته است كه تهران مركز معنوي جهان اسلام است و با حمله غرب به آن، مسلمانان جهان وارد جنگي تمام عيار با مهاجم خواهند شد؟

+ نوشته شده توسط شاهد در دوشنبه 1389/11/18 و ساعت 1:21 |

فاصله هاي نوشتن من در اين وبلاگ علي رغم همه تلاشم طولاني مي شود.

اما غرض از اين پست؛ رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در خطبه هاي امروز نماز جمعه تهران، به صورت مفصل به تحولات جاري در منطقه شمال آفريقا و كشورهاي عربي - اسلامي پرداختند و مردم مصر را به هوشياري فرا خواندند.

بلافاصله بعد از اين سخنان مهم كه بخشي از آن نيز به زبان عربي ايراد شد، سايت هاي ضد انقلاب و مخالف از جرس گرفته تا بي بي سي فارسي به انعكاس مطلبي پرداختند و مدعي شدند اخوان المسلمين نسبت به سخنان رهبر معظم انقلاب موضع گيري كرده و اسلامي بودن قيام مردم مصر را رد كرده اند.

اما فارغ از پرداختن به رويكردهاي سياسي و جهت گيري هاي ديني اخوان المسلمين، در اين مجال تنها به بررسي منبع اين خبر خواهيم پرداخت.

يك بررسي ساده در سايت الكسا روشن مي سازد، سايتي كه اين رسانه هاي ضد نظام از آن با عنوان سايت انگليسي اخوان المسلمين از آن نام مي برند، داراي رتبه 196 هزار در اين سايت است كه نشان مي دهد اين سايت جايگاه جدي در ميان سايت هاي اينترنتي ندارد.

از سوي ديگر پايگاه رسمي اخوان المسلمين كه در سايت الكسا داراي رتبه 13 هزار است، هيچ نشاني از بيانيه اي كه اين سايت ها از آن نام مي برند ندارد و آخرين بيانيه اخوان المسلمين متعلق به تاريخ 28 صفر يعني پنج شنبه است. همچنين در اين سايت هيچ نشاني از امكان دسترسي به نسخه انگليسي وجود ندارد.

به عبارت ديگر به نظر مي رسد رسانه هاي ضد انقلاب بار ديگر دچار گاف شده اند و براي رسيدن به اهداف خود به جعل مطلب و سايت روي آورده اند.

تتمه

برخي دوستان تذكر دادند كه اين سايت جزو سايت هاي مورد تاييد اخوان بوده و به آن لينك شده است. با تشكر از اين تذكر بايد به مطلب بالا اضافه كنم كه علي رغم اين مطلب هنوز در سايت اصلي و عربي اين تشكل خبري از اين بيانيه يا جوابيه حتي به اشاره وجود ندارد.

علاوه بر اينكه به نظر مي رسد آنچه در سايت مذكور از قول اخوان نوشته شده است با آخرين بيانيه اين تشكل كه روز گذشته صادر شده در تناقض است. در بيانيه پنج شنبه اين گروه آمده است: «اخوان المسلمين بر همراهي كامل خود با خواسته روشن مردمي تاكيد مي كند كه (حكومت) مصر بايد دولتي مدني و دموكرات داراي ريشه هاي اسلامي باشد...»

و با تمام اينها روي سخن اين نوشته نسبت به دوستان هوادار نظام است كه در اينگونه موارد دقت بيشتري داشته و در دام ترفندهاي تبليغاتي دشمنان نيفتند.



+ نوشته شده توسط شاهد در جمعه 1389/11/15 و ساعت 22:58 |

عزل و نصب هاي اخير در عرصه سياسي كشور حرف و حديث هاي زيادي داشته و اظهار نظرهاي متعددي در مورد آن صورت گرفته است. در مجال قصد پرداختن به اين موضوع را ندارم. بلكه آنچه به نظر من در اين تغييرات بايد با دقت مورد توجه قرار گيرد، شاخصه هاي موجود در اشخاص جانشين است. در تمام دنيا اين يك اصل پذيرفته شده است كه همكاران يك مجموعه بايد با مديريت مجموعه همسو باشند تا بتوانند برنامه هاي مدير را پياده كنند. از اين منظر انتخاب و تغيير و تبديل مسئولين از كوچك ترين حقوق و اختيارات رييس جمهور است. نكته اي كه در انتخاب و تغيير برخي از وزرا در دولت دهم نسبت به دولت نهم، مورد نقد مجلس واقع شد اين بود كه در انتخاب وزرا بيش از صلاحيت هاي شغلي آنان، موضوع مطيع رييس جمهور بودن در اولويت قرار گرفته بود. با همه حرف و سخن ها كابينه دهم راي اعتماد گرفت و مشغول به كار شد تا اينكه تغييرات جديد بار ديگر پرونده اين بحث را باز كرد. عزل تحقير كننده وزير امور خارجه، عزل رييس سازمان ملي جوانان و عزل معاون مطبوعاتي وزير ارشاد تغييرت جديد دولت بود. در انتخاب جايگزين ها نيز نزديكي به جريان مشايي - رحيمي مد نظر قرار گرفته و اشخاص انتخاب شده در نزديكي به اين جريان و اطاعت كامل از آن با هم اتفاق دارند. البته به جز صالحي سرپرست وزارت امور خارجه كه بيشتر به نظر مي رسد انتصاب وي براي جلوگيري از مخالفت ها و كم كردن آسيب عزل عجيب و غريب متكي باشد و احتمال اينكه وي در اين سمت باقي بماند زياد نيست.

نكته قابل تاملي كه در اين انتصاب ها بايد به آن توجه شود را مي توان در سخنان رييس جديد سازمان ملي جوانان مشاهده كرد. فرحناز تركستاني پس از انتصاب به‌عنوان معاون رييس‌جمهور و رئيس سازمان ملي جوانان تأكيد كرد كه خود را سرباز خدمتگزار دولت احمدي‌نژاد مي‌دانم و در مسئوليت جديد انجام وظيفه مي‌كنم.(متن كامل را اينجا ببينيد) وي در حالي خود را سرباز احمدي نژاد مي داند كه تا كنون مرسوم بوده مسئولان خود را سرباز نظام مي دانستند نه دولت و شخص رييس جمهور!

اين جايگزيني در نهايت به ضرر شخص احمدي نژاد است و جايگزيني سربازان نظام با سربازان دولت براي شخص او و براي دولتش گران تمام خواهد شد چرا كه ناكارآمدي آنان و خطاهاي احتمالي شان به پاي وي و دولت نوشته خواهد شد، همانگونه كه تا كنون نيز چنين بوده و نمونه آن را در مورد مرحوم كردان و معاون اول كنوني رييس جمهور مي توان مشاهده كرد.

اكنون بايد صبر كرد و ديد علاقه نامتناهي احمدي نژاد به مشايي و جريان همراهش، وي و آنها را به سر منزل مقصود خواهد رساند و يا اينكه تمامي اين صحنه آرايي ها با هوشياري مردم و نخبگان دلسوز نظام به جايي نخواهد رسيد.

* مطلب وبلاگ حاميان محمد علي رامين معاون معزول مطبوعاتي در مورد اين جريان و تاثيرش در عزل و نصب ها را از اينجا ببينيد.

پي نوشت: امروز خبرگزاري فارس اعلام كرد مصاحبه قبلي فرحناز تركستاني ساختگي بوده و وي اين مسئوليت را نمي پذيرد. اين البته چيزي از انتقاد موجود در اين نوشته كم نمي كند. تفكري كه اين مصاحبه را ساخته و عزل و نصب ها را سامان مي دهد، باز هم به دنبال سربازان دولت و احمدي نژاد خواهد بود و به عزل و نصب ها ادامه خواهد داد.

+ نوشته شده توسط شاهد در سه شنبه 1389/09/30 و ساعت 0:47 |

اين روزها حكم رهبر معظم انقلاب در باطل اعلام كردن وقف دانشگاه آزاد، حرف و حديث هاي زيادي به دنبال داشته است؛ به خصوص اينكه اين مساله براي آقاي هاشمي به مساله اي شخصي تبديل شده كه احتمالا در آينده مي تواند روابط وي با رهبر انقلاب را نيز تحت تاثير قرار دهد.

اما نكته اي كه در تمامي تحليل ها از آن غفلت شده است، تاثير اين حكم رهبري براي مبري شدن آقاي هاشمي از يك پرونده قضايي است. اما چگونه؟ بايد نگاهي به برخي اخبار چند ماه قبل انداخت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شاهد در سه شنبه 1389/07/20 و ساعت 22:24 |

در چند روز گذشته نمايش تصاوير مانور اقتدار نيروي انتظامي براي برخي گران آمده است و تمسخر ازاذل و اوباش در مقابل نيروي انتظامي را در يك درگيري ساختگي، توهين به خود فرض كرده اند.مانور اقتدار نيروي انتظامي

اكنون فارغ از تناسب معترضان كنوني و اراذل و اوباش شورشي كه در مانور نيروي انتظامي براي برخورد با آنها تمرين شده است، بايد به نكته اي در عكس العمل معترضان دقت كرد كه به نظر حاوي نكاتي كليدي است.

پس از حوادث و اغتشاشات سال گذشته كه نقطه اوج آن روز عاشورا بود، معترضان با مظلوم نمايي تصاوير زخمي شدن اغتشاشگران را در سطحي گسترده منتشر كردند و مدعي خشونت نيروهاي انتظامي در مقابل مردم آرام و معترض شدند، تا جايي كه يكي از سران فتنه هم، اوباش روز عاشورا را مردم خداجو ناميد.

نقطه اوج اين مظلوم نمايي ها تصاوير زير گرفتن يك نفر توسط ماشين نيروي انتظامي در حال فرار از دست اوباش بود.

اما اكنون و پس از يكسال، معترضان كه از ديدن تصاوير نمادين خود در مانور اقتدار نيروي انتظامي به خشم آمده اند، روي ديگر حوادث سال گذشته را به نمايش گذاشته و با باز انتشار تصاوير حمله وحشيانه «مردم خداجو»!! به نيروي انتظامي در حوادث سال گذشته و روز عاشورا سعي در به چالش كشيدن اقتدار نيروي انتظامي دارند.

غافل از اينكه با انتشار اين تصاوير از سوي خود، مهر تاييدي بر برخورد معدود نيروي انتظامي با تجمعات غير قانوني زده اند.

با ديدن اين تصاوير مي توان متوجه دليل برخورد شديد نيروي انتظامي در پاره اي موارد شد و حتي مي توان حال سرباز وظيفه اي را كه از ترس افتادن به دست اوباش وحشي، با سرعت و با برخورد با يكي از معترضان از صحنه مي گريزد را درك كرد.

كف روي آب دروغ و مظلوم نمايي خيلي زودتر از آنچه معترضان فكرش مي كردند در حال محو شدن است و سالها بعد خوانندگان تاريخ معاصر ايران با تعجب و تحقير به رفتار دروغگويان حامي غرب نگاه خواهند كرد.

+ نوشته شده توسط شاهد در دوشنبه 1389/07/12 و ساعت 18:58 |

اين روزها و شب ها بار ديگر ياد اميرالمومنين زبان ها و گوش هاي بسياري را معطر مي كند و در و ديوار كشورمان به ياد و نام آن حضرت مزين مي شود.

جمله معروف «فزت و رب الكعبه» حضرت علي (عليه السلام) هنگام ضربت خوردن به وسيله «اشقي الآخرين» بر بسياري از نمادهاي عزا به چشم مي آيد. جمله اي كه بيانگر اوج غربت حاكم جامعه اسلامي و مظلوميت امام معصومي است كه از دست مردم روزگارش بستوه آمده است.

اما در غوغاي اين تبليغات خيلي خوب است اگر بتوان عمقي بيشتر به معرفت خود نسبت به حضرت بدهيم.

چند سال پيش حضرت آيت الله جوادي آملي در يكي از شب هاي قدر نكته جالبي در مورد حضرت امير (عليه السلام) در مسجد اعظم قم بيان كردند كه ذكر دوباره آن براي بسياري مفيد است.

آيت الله جوادي آملي مي فرمودند براي بيان مقام حضرت علي (عليه السلام) جمله «فزت و رب الكعبه» نماد شايسته اي نيست؛ چرا كه ياران مخلص آن حضرت پيش از ايشان و بعد از ايشان نيز چنين جمله اي بر زبان آورده بودند و آوردند. بلكه براي بيان جايگاه ويژه حضرت امير (عليه السلام) بايد جمله «سلوني قبل ان تفقدوني» ايشان را برجسته كرد. هيچ كس ديگري چنين ادعايي را براي پرسش از علوم گوناگون و در هر زمينه اي مطرح نكرد مگر آنكه مفتضح تو رسوا شد. اين جمله بيانگر يكي از ويژگي هايي است كه علي را شايسته جانشيني پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) مي كرد.

آري و اين روزها نه بر ضربت شمشير بر فرق علي بايد گريست و نه بر شهادتي كه آرزوي امير مومنان بود. بلكه بايد بر مظلوميت مردي گريست كه وقتي سرچشمه علم لدني اش را بر مردم زمانش عرضه داشت و نداي «سلوني قبل از تفقدوني» سر داد، ابلهي از او شمار موهاي روييده بر صورتش را پرسيد.

ياعلي

+ نوشته شده توسط شاهد در یکشنبه 1389/06/07 و ساعت 23:31 |
در هفته هاي اخير ماجراي دريافت يك ميليارد دلار كمك خارجي از سوي سران فتنه موضوع بسياري از بحث ها بوده و اين امر تاكيد وزير اطلاعات بر واقعي بودن ماجرا وارد فاز جديدي شد.

نكته جالب اين ماجرا تلاش حاميان فتنه در تكذيب اين ماجرا است تا جايي كه براي رد اين ماجرا به كارهاي بامزه اي دست زدند از جمله اينكه به حجم اين مبلغ و نحوه انتقال آن توجه كرده و از اين طريق سعي در اثبات دروغ بودن اين ماجرا كردند.

يكي از اين سايت ها نوشته بود : «براي حمل يك ميليارد دلار موردنظر تقريبا 740 تا كيف سامسونت مورد احتياج است. با فرض اين كه هر نفر در هر دست يك كيف سامسونت پرپول نقد را حمل كند، 370 نفر براي اين كار لازم است. يعني اين كه يك ايرباس A300 پرآدم كه دست هر كدامشان دو تا سامسونت پول نقد باشد، تازه 50 نفرشان هم در هواپيما جا نمي شوند و بايد صبر كنند تا پرواز بعدي. خدا نكند كه قاطي اسكناس ها 50 دلاري و 20 دلاري داده باشند كه آن وقت بوئينگ 747 و ايرباسA380 هم براي حمل حاملان پول فتنه كفايت نمي كند.»

حالا تمام اين تلاش ها و دست و پا زدن ها را بايد گذاشت كنار ادعاي چند ماه پيش همين حضرات كه با شدت و حدت از آن دفاع مي كردند: انتقال 18/5 ميليارد دلار پول نقد و شمش طلا به تركيه به وسيله دو كانتينر!

اما اين ميان كسي نيست كه يك بام و دو هواي فتنه را به يادشان بياورد و بگويد 1 ميليارد دلار كجا و 18/5 ميلارد دلار كجا؟

+ نوشته شده توسط شاهد در شنبه 1389/06/06 و ساعت 0:26 |

ايام نيمه شعبان هم با خوشي و خرمي به پايان رسيد. همه جا چراغاني شد. مقدار زيادي شيريني و شربت پخش شد. در برخي خيابانها مردم تا پاسي از شب بيرون بودند و ...

ياد بخشي از فيلم مستند خواب آشفته، ساخته سهيل كريمي افتادم.در صحنه اي از اين فيلم يكي از جواناني كه مشغول زدن و رقصيدن به بهانه انتخابات رياست جمهوري در خيابان هستند، پلاكاردي در دست دارد كه روي آن نوشته «خيلي داره حال ميده، لطفا زمان انتخابات را تمديد كنيد»

قصدم توهين به شادي و شادي كنندگان در اين ايام و حتي ناديده گرفتن دلها و نيت هاي پاك پشت اين جشن ها نيست.

اما كمي با خود خلوت كنيم. تا الان منتظر بوده ايم؟ وقتي منتظر هستيم چكار مي كنيم؟ دائم به ساعت نگاه مي كنيم، دست و دلمان به كار نمي رود، ده بار به دم در سر مي زنيم كه آيا شخصي كه منتظرش هستيم رسيده يا نه؟ و ...

نبايد خودمان را بازي بدهيم. ما منتظر نيستيم. با اين وضع انتظار دور از واقع نيست كه هر كدام يكي از همان تابلوها دستمان بگيريم: «... لطفا دوران غيبت را تمديد كنيد»

+ نوشته شده توسط شاهد در پنجشنبه 1389/05/07 و ساعت 0:51 |